تبليغاتX
من و آقای همسر - تولد دوباره
خاطرات ترش و شیرین زندگی عاشقونه من و آقای همسر

بارون قشنگ امروز منو به چند سال قبل برد. شمال –دو لیوان شیر نسکافه-یه کیک کوچیک دو نفره.

هر چند فراموش نکرده بودم قبل از مادر بودن من یک همسرم، اما تماشای بارون پاییزی کلی حال و هوامو عوض کرد.دوست داشتم پسرم رو بغل کنم و با هم بریم زیر بارون راه بریم.دوست داشتم پسرم هم با تمام وجودش حس منو درک کنه ،حیف که هوا سرده.

همسر عزیزم !خوشحالم که مطمئن شدم مثل روزهای اول زندگی مشترکمون همونطور عاشقتم وخوشحالترم که احساس تو هم همینه.

چقدر زیباست که امسال با ثمره عشقمون،پاره وجودمون روزهای بارونی پاییز رو جشن میگیریم.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم آبان 1387ساعت 16:5  توسط لیلا  |