تبليغاتX
من و آقای همسر
خاطرات ترش و شیرین زندگی عاشقونه من و آقای همسر
دوست عزیزم گوبولی منو به یه بازی دعوت کرده.نمیدونم جریان این بازی و نتیجه اش چیه اما چون زیاد احتیاج به فکرکردن و یادآوری خاطرات و گذشته نداره تو این بازی شرکت میکنم.

قوانین بازی از این قرارند:

1- عبارت شش‌کلمه‌ای را در وبلاگ خود پست کنید (در صورت لزوم توضیح هم اضافه کنید)

2- به کسی که شما را دعوت کرده است، در این پست لینک بدهید.

3- پنج وبلاگ دیگر را با لینک به بازی دعوت کنید.

4- به وبلاگ‌های دعوت‌شده اطلاع دهید و برای آنها دعوت‌نامه‌ای بفرستید.

 

عبارت من :

تو

را

من

چشم

در

راهم .

 

اولین جمله ای بود که به ذهنم رسید،احساس کردم این عبارت با حال وهوای این روزهای من جور در میاد.

منم همه دوستان وبلاگی رو به این بازی دعوت میکنم .اسم شخص خاصی رو نمیگم به دو دلیل :اول اینکه کسی که دوست نداره و من نمیدونم مجبور نشه تو این بازی شرکت کنه و دوم اینکه انتخاب پنج تا دوست از بین این همه کار سختیه .

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387ساعت 18:2  توسط لیلا  | 

امروز یعنی ۱۹ فروردین ۸۷ شروع سال دومیه که من وبلاگ مینویسم.

یکسالگی وبلاگم تموم شد.

خوشحالم برای تمام درسهایی که توی این سال از همه دوستام گرفتم و خوشحالترم که این همه دوست هرچند توی این دنیای مجازی پیدا کردم.

این روزها دارم شرایطی رو تجربه میکنم که خیلی خوشایند نیست.استراحت تقریبا مطلق توی خونه مامانم و نرفتن به سر کاربرام سخته .اما خوب فعلا مجبور به پذیرشم .

این چند خط رو هم به خاطر یادآوری نوشتم .

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم فروردین 1387ساعت 10:1  توسط لیلا  |